مرتضى مطهري
62
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطه بيمينك اذاً لارتاب المبطلون . ) * همان طورى كه آن حضرت هرگز شعر نسرود با اينكه شاعرى رايج ترين كار عرب بود : * ( و ما علمناه الشعر و ما ينبغى له ان هو الَّا ذكر و قر ان مبين . ) * اتفاقاً راجع به كلمهء امى از قديم الايام ميان مفسران اختلاف بوده و البته اكثر مفسران ، امى و اميون و اميين را به معنى درس ناخوانده تفسير كردهاند . ولى هم در ميان شيعه و هم در ميان اهل تسنن اين قول وجود داشته كه كلمهء امى منسوب بهام القرى است . اما در شيعه رجوع شود به جلد 6 بحار ، صفحهء 173 و اما اهل تسنن رجوع شود به تفسير فخر رازى ، جلد . . . ، صفحه . . . ثالثاً اينكه مىگويد اشتباه در كلمهء امى ناشى از اشتباه ديگرى است و آن اينكه امى بودن را دليل بر معجزه بودن قرآن گرفتهاند از اين رو كه پيغمبر را آلت بلااراده در وحى مىدانستهاند ، خود اشتباه است . هرگز اين جهت و امثال آن در تفاسير كلمات دخالت نداشته است . آن چيزى كه مفسران را وادار كرده كه كلمهء امى را درس ناخوانده تفسير كنند نه منسوب بهام القرى ، قياس و قاعدهء لغوى است كه اجازه نمىدهد اين كلمه بدان معنى باشد چنان كه در نمرهء 1 از مجلهء آستان قدس نقل كرديم . رابعاً اين اشتباه كه معنى وحى آلت بلااراده بودن است متوجه آقاى دكتر سيد عبداللطيف است نه متوجه مفسران اسلامى . چيزى كه هست امثال آقاى دكتر سيد عبداللطيف مىخواهند هرطور هست و به هر بهانه هست قرآن و گفته هاى رسول خدا را ناشى از اطلاعات مكتسبهء آن حضرت از افراد ديگر بدانند و اين را به اين صورت ادا مىكنند كه آن حضرت آلت بلااراده اى نبوده است ، يعنى فكر و